لوید : انیا چرا امدی بیرون 

انیا : مامان گفت می خاد با دایی تنها باشه 

لوید : حالا کجا داری می ری 

انیا : خونه بکی 

لوید : زود برگرد 

انیا : تو باهام بیا دایی گفت نمی خاد تو را ببینه 

لوید : اه باشه زود برو سوار ماشین شو 

انیا : باشه 

لوید : بیا بریم خونه فرانکی 

انیا : من حوصله عمو فرفری را ندارن 

لوید : چاره ای نداریم